<-PostTitle->
ادامه مطلب
این یک دعوته!
از همه ی دوستانی که ترانه های منو خوندن و دوس دارن درموردشون بگن یا بشنون.
نقد ترانه هام در جلسه ای با حضور اساتید ترانه : دکتر افشین یدالهی ، عبدالجبار کاکایی، روزبه بمانی، اهورا ایمان، محمد علی بهمنی، ابراهیم اسماعیلی و ...
و دوست خوبم علی لهراسبی.
شنبه.30 اردیبهشت.ساعت 17
ابتدای خیابان کردستان، تالار ایوان شمس.
منتظر حضور گرمتون هستم!
برای دوستانی که نمیتونن کتاب رو از نمایشگاه تهیه کنن!
تماس با ناشر
09191636585
به زودی با صدای پویا بیاتی
یه گوشه از اتاق تورو میخوام
شبیه گرد و خاکی که رو میزه
میتونم برق روی شیشه باشم
واسه روزایی که خونه تمیزه
شبیه چشم زخما کاش میشد
یه گوشه از لباست مال من بود
دلم میخواست انقد خاص بودم
همه هوش و حواست مال من بود...
سلام!
به تو که همیشه به من لطف داری!
که همیشه منو میشنوی!
مریضم کرده تنهایی اسم مجموعه ی ترانه هاییه که
چیزی نمونده به دستت برسه!
اردیبهشت . نمایشگاه کتاب. نشر شانی.
خوشحالم میکنی اگه باز هم به خلوتت دعوتم کنی!
صدام کن!
صدام کن این دم آخر
آخه فردا دیگه دیره
آخه فردا دیگه نیستم
کسی جامو نمیگیره...
خداحافظ که دلگیرم
سراغتم نمیگیرم
ببین! گقتم خداحافظ
یه کاری کن دارم میرم!!!
بهم چیزی بگو حتی
بگو بد کردی بیرحمی
یه کاری کن دارم میرم
چرا اینو نمیفهمی؟
نمیفهمی چرا بی تو
من از شب گریه ها خیسم
اگه رفتم گناهش رو
باید پای تو بنویسم!
یه کاری کن بذار حتی
بمونم تو بهم بد کن
پشیمون میشم از رفتن
بیا راه منو سد کن
واسه رفتن بگو دیره
بکو شب دست و پا گیره
دارم راهی میشم جونم
چرا گریت نمی گیره؟؟؟
چرا با چشمای گریون
نمیشی مات و سرگردون
پاشو این لحظه حساسه
یه جوری منو برگردون!
به تو که بلدی آنقدر عاشقانه صدایم کنی که خودم را به خواب بزنم!
عطر نرگس...
تو رو حتی توو رویامم ندیدم
ولی یه عمره جات خالیه پیشم
ندیدمت چه احساس غریبی
ندیدمو برات دلتنگ میشم!!!
همش حس میکنم نزدیک میشی
تو حتی خواب و رویامو گرفتی
خودت احساسمو درگیر کردی
خودت تنهایی دنیامو گرفتی!
بیا تا کفترا دورت بگردن
براشون هر قدم دونه بپاشی
چراغون میکنم پس کوچه هارو
شاید قسمت بشه این جمعه باشی
تا کی واسه رسیدن استخاره؟
شاید صدسال دیگه م بد بیاره
نمیدونم شاید دست تو هم نیست
خدا شاید برات دلشوره داره !
فقط بگو کدوم هفته کدوم روز؟
کجا منتظر رسیدنت شم؟
میخوام کاری بدم دست خودم که
خودم بهونه ی اومدنت شم
سپردی دست کی پیراهنت رو؟
که یک عمره برامون نمیاره
چه بوی نرگسی می پیچه اینجا
اگه این باد سرگردون بذاره!!!
ممنون از دوست خوبم فواد غفاری بخاطر ملودی زیباش
و از علی لهراسبی بخاطر اجرای به یاد موندنیش
حق این ترانه ادا شد!
مرسی از شما که شنیدید. صبورانه!
سلام به دوستان همیشگی ام که اگر نباشند نیستم...
اگه ترانه های من گاهی خلوت شما رو نوازش میکنه ...
آلبوم علی لهراسبی به اسم تصمیم ...
و من با چند ترانه به لحظه های تنهایی شما پامیذارم!
به من اجازه میدید؟!
از اینکه دیر جواب دوستان رو میدم عذرخواهی میکنم. کمی درگیرم.ممنون که بی توقع به من لطف دارید.مرسی زیاد!
همین گوشه آروم می خوابمو
همین گوشه از دست میرم یه روز
دارم با خودت زندگی میکنم
تو رفتی و از رو نرفتم هنوز...
بعدازهزارسال...
وقتی هزار سال کسی دیر می کند
موعودهای حادثه تاخیر می کند
وقتی که دیر کردنش از حد گذشته است!
آب از سر من و تو و این سد گذشته است
دیگر چه فرق می کند امروز و روز بعد؟
از این هنوز هم نرسد تا هنوز بعد
شاید خیال می کند از یاد برده ایم
یا جای دیگری به کسی دل سپرده ایم
باری سلام مرد همیشه نیامده !
تاریخ را نیامدن تو رقم زده
عمریست از قبیله ی ما رو گرفته ای
همپای کوچ شکل پرستو گرفته ای
گفتند با بهار... ولی دیر کرده ای
آدینه های دلشده را پیر کرده ای
گفتند می رسید که ابرو گرفته ام
با لحظه لحظه آمدنت خو گرفته ام
گفتند می رسید که چل گیس کرده ام
بغضم ! به شوق آمدنت خیس کرده ام !
گفتند می رسید ولی باز بی خبر
عمری نشسته ام که نمانید پشت در !
آب طلب نکرده تو ناگاه می رسی
یوسف بگو که بی خبر از راه می رسی !
باید به پیشواز تو رویا بیاوریم
باید برای قلب تو دریا بیاوریم
باید ولی... ولی تو که رخصت نمی دهی
یوسف نمی رسی که زلیخا بیاوریم !
هی پشت پات عقربه ها می دوند و هی...
قربانی نیامدنت می شوند و هی...
هی ! با توام ! ببخش جسارت نمی کنم
اصلا به این که نیستی عادت نمی کنم
چادر نشین قصه کمی آفتاب شو
یکروز هم به خاطر ما بی حجاب شو
خیلی شب است حضرت خورشید خانه ای
دیگربرای سرنزدن بی بهانه ای
اینجا بهانه پشت بهانه نگاه کن !
تقدیر بی ملاحظه را رو به راه کن !
تا کی خیال آمدنت خواب باشدو...
عمری خسوف قسمت مهتاب باشدو..
تا کی نهنگ های زمین خودکشی کنند؟
دریا عزا گرفته و بیتاب باشدو..
رفتی کجای قصه که در هم شود زمین ؟
در وازه ی عبور جهنم شود زمین
هی کم بیاوریم حضور تو را و هی !
رفتی کجا که قحطی آدم شود زمین ؟
تا کی نشسته ای که جهان زیرو رو شود ؟
بر سر قدم گذاشتنت آرزو شود
والتین و... رنج نامه ی زیتون نخوانده ای
زیر شکنجه اشهدو ان... خون! نخوانده ای
اصلا خبر رسیده که از پا نشسته ایم ؟
روزی هزار مرتبه در خود شکسته ایم
حالا از این که حوصله ای نیست بگذریم
اصلا به جانتان گله ای نیست ! بگذریم !
دوشیزگان باکره... باشد برای بعد !
این قصه روی دایره ؟ باشد برای بعد !
هی حلقه های بودنمان تنگ می شود
محدوده ی محاصره... باشد برا ی بعد !
دارد شقیقه های خدا تیر می کشد
پیغمبران ناصره... باشد برای بعد !
با اینهمه به بوی شما ایستاده ایم
ما پای آبروی شما ایستاده ایم
ما ایستاده ایم که یکروز بی خبر...
ما ایستاده ایم نمانید پشت در !
تو تنهایی همین یعنی
هنوزم خلوتت سرده
نگا کن خلوت سردت
چه جوری دلخوشم کرده!
نه دستی توی دستاته
نه عکسی روی دیوارت
همین یعنی که من هستم
هنوز توو خواب و بیدارت
تو تنهایی همین یعنی
که چشمات دل نمیبازه
یه ردی دور انگشتت
تو رو به گریه میندازه
چه امیدی بهم میده
که سوت و کور و خاموشی
هنوز با پیرهنم هرشب
تن تنهاتو میپوشی!
تو تنهایی و تنهاییت
به تنهاییم نفس میده
همین یعنی که تقدیرت
تورو یکروز پس میده
چقد شیرینه این احساس
که تو تنها و غمگینی
چه شیرینیه بی رحمی
چه خودخواهیه شیرینی!!!
تو خدای نوح و ابراهیم وموسی و عیسی و محمدی!
وخدای من
خدای خود خود من
خدای من که هیچکس نیستم!
پس حق دارم بخواهم هوایم را بیشتر داشته باشی
نه؟!
به زودی با صدای علی لهراسبی
خداحافظ که دلگیرم
سراغتم نمی گیرم
ببین!گفتم خداحافظ
یه کاری کن دارم میرم
واسه رفتن بگو دیره
بگو شب دست و پا گیره
دارم راهی میشم جونم
چرا گریه ت نمی گیره؟!
ولی یه عمره جات خالیه پیشم
ندیدمت چه احساس غریبی
ندیدم و برات دلتنگ میشم
سپردی دست کی پیراهنت رو
که یک عمره برامون نمیاره
چه عطر نرگسی می پیچه اینجا
اگه این باد سرگردون بذاره...
بزودی با صدای علی لهراسبی
این نیمکت...این ساعت از هفته
چند ساله دیگه دیگه اینجا رو
من مطمئنم یادمون رفته
چند سال بعد از خاطرت میره
خاطرمو می خواستی انقد
حساس بودی رو نگاهی که
به من یه جور دیگه زل میزد
مثل یکی از یادگاری هات
منم یه گوشه خاک می گیرم
انقدر کم یادم می افتی که
وقتی حواست نیست می میرم
چند ساله دیگه بعد از این لحظه
ما روزگارمون عوض میشه
تنها نمی مونیم فقط تنها
جای قرارمون عوض میشه
شاید یه روزی باز فهمیدیم
همسایه ی دیوار به دیواریم
شاید دلامونم بخواد اما
چیزی به روی هم نمیاریم
از پشت سر تورو نمی شناسم
می دونم این قولی که دادم نیست
من قول میدم قول...اما نه!
چند ساله دیگه...دیگه یادم نیست!